داستانک زیر یکی از معدود نوشته های من است که پنج سال پیش به رشته تحریر در آمد.

 

________________________________________________________

 

مرد به قاعده ی عادت شبانه ساعت مچی اش را بالای سرش گذاشت تا

در تیررس چشمانش باشد ، لیوانی آب هم مثل همیشه گذاشت برای رفع

عطش های همیشگی و به خوابی عمیق فرو رفت ... صبح نوری که از پنجره

به داخل می تابید او را وادار کرد تا پس از اندکی غلت و وا غلت کمی چشمانش

را باز کند . نوری سبز چشمانش را نوازش داد، بی حوصله بدنش را کش داد

و با تعجب نیم خیز شد .

کف اتاق را چمنی سبز به جای فرش پر کرده بود . دیوارهای اتاق رنگ سبز

داشتند و گوشه ی شیشه ی اتاق ها خزه بسته و مرطوب ، قسمتی از یک

دیوار و سقف اتاق را پیچک های درهم و بر هم پر کرده بودند. دست برد تا

جرعه ای آب بنوشد ، شیشه بی رنگ لیوان هم سبز بود . تازه متوجه شد

ملحفه ها هم سبزند ... سرش را میان دو دستش گرفت و پلک برهمگذاشت

، از سر عجز فریادی بلند کشید .
صدای همسرش را که با نگرانی صدایش می کرد پس از اندکی شنید ،

با اشتیاق و دلهره نگاهش کرد ، چشمان سیاه و زیبای او سبز شده بود... ،

سرش گیج رفت و دیگر چیزی نفهمید ...
**********************
صداهایی درهم و بر هم را همراه با صدای همسرش می شنید . سرش درد

می کرد اما هرطور بود پلکهایش را کمی باز کرد . 
دیوارها سفید و آدمهایی که با لباسهای سفید هرکدام چیزی یادداشت می کردند

اطراف تختش را گرفته بودند . می شنید که دکترها چیزهای مبهمی درباره ی

پارانویا و شیزوفرنی به همسرش می گفتند . و اینکه توصیه اکید می کردند که

اگر از مظاهر سبزی و یا هر چیزی که نمایانگر آن باشد دوری نکند کارش به

دارالمجانین خواهد کشید .
همسر مرد دست نوازش به گونه ی مرد می کشید . اینبار چشمانش سیاه بود

و زیبا مثل همیشه ولی نگرانی درآنها موج می زد...

**********************
باد می وزید و پیرمرد زیر سایه بانی کهنه جلوی خانه نشسته بود، هوای کویر

خشک بود و سوزان ، افق روبرو را که نگاه می کردی تا چشم کار می کرد

رگه های سفید نمک بود روی خاک و زمین تشنه ، حرکت خاک بود و ماسه

و آسمان همیشه ،پیرمرد سیگارش را به لب گیراند و نگاه سوخته اش به

شاخه ی سبز گلی مصنوعی خیره ماند . هنوز دلتنگ باغچه ی قدیمی خانه اش بود.

 

تمام.

نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 


درست شبیه شعر می شوی


وقتی نگاهت پرسه در شهر می زند


با تکرار قافیه ای خیس و ردیف کبوتر


مغازَله ی پیراهن تو در باد


و تَرصیع ترنج و انار

 

قصیده ایست پاییزی

 

که حال دنیا را بهتر می کند .

.........................................

مهدی آخرتی عزیز به روزاست " توراآنقدر می خواهم که روحی پر کشیدن را "

 

الهه فیاضی عزیز با غزلی زیبا به روز است " خسته از نیرنگ ها "

 

 

نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 


باد

 

عاصیِ دربدری ست

 

که کولی وار می چرخد

 

و عاشق نوازش موهای توست .

 

به مزارم که رسیدی

 

بدان

 

من و باد

 

همدستیم ...

نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 


همیشه همین طور است ،هضم دلتنگی خیلی آسان نیست .

تمام ثانیه هایت تبدیل به کابوس می شوند ،

گیج و بهت زده چند نفس عمیق می کشی اما کاری از اکسیژن

بر نمی آید . آخ که دلم  پَر می کشد برای خیلی چیزها ...

کاش باران می آمد ، از آن دست باران هایی که همه چیز را

می شوید ،حتی نوستالژی هایی که به جانت افتاده اند و

دست بردار هم نیستند .آنوقت دم دمای صبح تمام نداشته هایت

را به دوش می کشیدی واز خانه بیرون می زدی

، با دیدن خیابان های خیس ، به خودت می گفتی :

بس کن دیگر مهم نیست ، فراموشش کن ...

 

و اما شعر :

 

 

شب

 

در خواب باغ های سنگی گم می شود

 

قاعده ی رنگ چشمانت

 

وقتی من و کابوس هایم در این سوی روزگار نشسته ایم

 

نگاه کن

 

در پس ِ ذهن ِ پنجره

 

این منم که می بارم ...

 

*****************************************************

 

 

مهدی آخرتی عزیز به روز شد    " خاطراتتو فراموش نکن "

 

 

 

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 


به دریا فکر می کنم

 

شاید شبی

 

تنت

 

خواب بی رمق آب را برآشفت .

 

دلتنگی

 

انتظاریست

 

که ماه شب های چهارده می گرید .

 

______________________________________

 

 

مهدی آخرتی عزیز با شعری زیبا به روز است

 

 

 

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 




عبور می کنی

با آن دو چشم سیاه

که هربار حواس پنجره را می شکند

زندگی

بغض تمام زمین در نگاه توست

و مرگ

آه بلندیست

به قاب خالی یک عکس

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393  توسط مهدی عبداله زاده  | 


چاپ کتاب شعر مهدی آخرتی نازنین با عنوان " تو بی دلیل زیبائی "

اتفاق خوبی در ادبیات است و صمیمانه به ایشان و شعر خراسان

تبریک میگم ... به امید روزهای پر از موفقیت برای ایشان و شعر و ادب خراسان...


الهه فیاضی عزیز با شعری زیبا به روز است " نام من وسوسه است"


------------------------------------------------------------------------


چه زشت


چه زیبا


کلاغ ها سوگواران پائیزند.


وقتی لبان غنچه طعم باروت می داد


رازهای مرد بی سایه را خاک به آغوش کشید


 ودهان گاله ی شهر


تا بنا گوش سکوت


مرتکب خنده بود


همان زمان که


گل سرخی وزید ومن زاده شدم .


__________________________________________


مهدی آخرتی عزیز به روزاست با شعری زیبا و تکاندهنده


 "معصوم چون لبخند دختری جوان پای دار"


فاطمه خمرگرامی با شعری زیبا به روز است .

" تن من پرچمی در باد "









نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 




مهدی آخرتی عزیز به روز شد    " گفته بودی نامه بنویسم "


الهه فیاضی عزیز با شعری زیبا به روز است " دنیا قفس است "


علی گل محمدی عزیز با یک سپید و دو رباعی به روز است .



___________________________________________________


خبر مثل آوار رو ی سرم خراب شد...

"حمید کارآمد عزیز هم روی در نقاب خاک کشید... یادش شاد."

حمید نازنین رو اولین بار توی کارگاه عروض و قافیه مهدی آخرتی عزیز دیدم

، صراحت لهجه و ملاحت لبخندش منو جذب خودش کرد و

 خیلی راحت شدیم هم مسیر روزهای دوشنبه... از دیروز که شنیدم حالم خوش نیست...

حمید رفیق با معرفت وشریفی بود حیف شد ، آهای زندگی دلم ازت خیلی گرفته...

_______________________________________________


" تقدیم به حمید کارآمد عزیز "


اکنون


خبر تو


مشت بر سینه ام می کوبد


بغض از گلویم سر می رود


هربار


دلواپس مرگ واژه ها بودم نه شاعر !


تا اینکه گرم بر گونه هایم جاری شدی


بارها نبض مرده ی زندگی را گرفته ام


بی هیچ عِلیًت


در تو

 
همیشه شعر می تپید


"به نام اکنون "


در رثای تو


آسمان خیس را به زمین می دوزم...


( به نام اکنون نام بلاگفا حمید کارآمد عزیز است )

نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 




مهدی آخرتی عزیز به روز شد    " روبرویم صف می کشم "


_______________________________________________________________________


بیست‌ویکم آذرماه زادروز "احمد شاملو "است ... شاعری بزرگ با اندیشه ای انسانی و

والا  که سرودن شعر سپید یا شاملویی را در ادبیات فارسی بنیان گذاشت... اگرچه در

نهایت همگان این نوع شعر را به رسمیت شناختند، اما در آغاز راه شاملو با مخالفت

بسیاری مواجه شد...این روزمبارک را به همه ی اهل فرهنگ وادب تبریک می گویم.



نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392  توسط مهدی عبداله زاده 




مهدی آخرتی عزیز به روز است     " به خودت نگاه کن "

 

الهه فیاضی عزیز پس از مدتها به روز است " مرگ چیز بدی نبود "

 

 

فاطمه خمر عزیز به روز است   " زانو بزن فرشته "

 

معاصر خوانی  به روز شد...

 

علی گل محمدی عزیز با غزلواره ای زیبا به روز است 

 

******************************************************


دوردست  یعنی کبوتر

 

 

دوردست  یعنی  پرواز

 

لب دوختن ِ لبخند و اندوه ِ قوز کرده ی ِ سیگار

 

می خواستم بگویم

 

از علاقه ی ِ پنجره ها به عشقی دریغ

 

از هوهوی ِ باد فضول لا به لای نجوای ِ سر بگوش درخت ها

 

می خواستم بگویم   دلهره

 

کوچه

 

و فضیلت ِ تیغ به هر زخم ِ فریاد

 

خیره به دوردست

 

نشسته ام و روزهایم را به نخ می کشم

 

دلهره

 

دلهره

 

میخواستم ب ِ....

 

قبل از رفتن

 

می خواستم ببو سمت .

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


 

 

 مریم شکریان عزیز با شعری زیبا منتظر شماست

" کلاه که میرود سرش "

 

مهدی آخرتی نازنین با مطلبی جدید و شعری زیبا  به روز است

 

 

 

 

******************************************************************

 

خانه ی من

 

 

کنارِ خوابهای بی حوصله ی ِ زنی تنهاست

 

                                               که هرشب

 

                                              از ماه طلبِ چراغ می کند

 

و هر روز

 

احتمال عاشقی اش را در گوش آینه زمزمه

 

                                            پس ِ همان سقاخانه ی مُحقَر

 

                                             که مجنون بی مراد

 

                                       چشمانش را به آسمان دخیل می بندد

 

مادرم همیشه می گفت

 

پای دلواپسی های دیروز و فردایت نمان

 

                                  وخودش پی ِ حیرت فروردین رفت ...

 

راستی گلم

 

            تو می دانی ؟

 

                          کدام آبان

 

                                   بی تو

 

                                         خانه ام را گم کردم

 

 

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


 

مهدی آخرتی نازنین با محاوره ای عاشقانه و زیبا به روز است

 

 

***********************************************************

 

در کنجِ زاویه

 

 

شهرزادِ پیر

 

هزاران شب است که قصه می گوید

 

ما نعش های ِ نشئه ی سکوت

 

قرار بود تا اَبد با ساعت هایمان بخوابیم

 

و ماه بتابد

.

.

انگار آن دورترها بود

 

که می گفتند

 

هنوز ثانیه ها می بارند

 

در بی چرائی ِ آسمان ِ آن کجا

 

کودکان , خیس باران وخنده اند

 

شاعران نان ِ شعر می پزند

 

فیلسوفان بی تجربه دندان اسب هایشان را می شمرند

 

و ماه همچنان می تابد

 

تو گوئی قصه ها تمامی ندارند .

 

*******************************************************

نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


مهدی آخرتی نازنین با شعری فلکلور و زیبا به روز است

" اخبار ساعت ده رو نمی خوام "

 

علی گل محمدی عزیز با شعری زیبا به روز است ...

" دوباره از سر موهات شعر نو می ریخت "

 

منیره حسین پوری عزیزبا عاشقانه ای زیبا به روز است ." نا خلفیم "

 

 

**************************************************************

 

پشتِ نگاه های خسیس اینهمه سلام

 

 

می خواستم

 

نشانی ِ دنج ِ کلمات ِ گم و گور را

 

از باد بگیرم

 

خبرچینی پرسه گرد گفت

 

در انزوای ِ همین  شهر ِ خالی از اکنون

 

دختری بود

 

که عمق ِ نگاهش طعنه به اردیبهشت می زد

 

چشمهایم را

 

بُردم برای باران

.

.

ببین

 

با رویاهایم  چه کردند

 

که دیگر بیدار نمی شوم

 

که  با تمام دلم دوستش دارم

 

که او باز می رود .

 

 

 

 

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


دوست نازنینم حمید کارآمد با مهر بی حد خود نوشته ای به همراه

شعری زیبا به من هدیه داده که نمی دونم چطور باید سپاس این همه لطف رو

پاسخ گو باشم فقط باید بگم همه ی دوستان نازنینم رو عاشقانه دوست دارم و

 به وجود همه ی شما افتخار می کنم. مطلب زیر عیناٌ از صفحه ی حمید عزیز

کپی شده

**************************************************************




دوست شاعرم مهدی
توی مسیر
برشی از زندگی پرطلاتمش را
برایم تعریف کرد
به خانه که رسیدم مهدی بودم
و اینهم باقی ماجرا.....

تقدیم به مهدی عبدالهی عزیزم



به همین راحتی از حقم میگذرم

وتمام گردوهایی را

که برای تو جمع کرده ام

با بی اعتنائی ات

سهم کلاغ ها می شود

به مدرسه بر میگردم

ته کلاس چند سالگی ام

پر طاووسی را که لای کتاب گذاشته بودم

تا بچه بیاورد

نگاه میکنم

هزار رنگ دگر زائیده ا ست برایم

این روزگار زشت


_________________________________________

مهدی آخرتی عزیز با شعری متفاوت وتلخ  به روز است

 " نزدیک ساعت مقرر  "



خانم فاطمه خمرعزیز پس از مدتها به روز است ...

" روی پشته ها ایستاده شب "


 مریم شکریان عزیز با شعری زیبا منتظر شماست

" به چشمان تو ختم می شود "


منیره حسین پوری عزیزبا شعری متفاوت و تلخ به روز است

" حافظه ام از دست رفته "





************************************************************************

ترس سایه ی شهر بود


وقتی خورشید در تب می سوخت


حضار با چشمان به مروارید نشسته


                               کارد بر حلقوم سیب می کشیدند


                                     و ما بر فراز می چرخیدیم...


منجم پیر تا ستاره خیره بود


                               شاید


                               دریغا


                               روزی


                               باور گمشده ی ما


                               تقدیرش ریسمان نباشد .




نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 



مهدی آخرتی عزیز به روز است شعر زیبای او را از دست ندهید

 "با این عزمی که او می رفت فرقی نداشت زمین بایستد"



حمید کارآمد عزیز با قدردانی از مهدی آخرتی نازنین به روز است


بانو الهه فیاضی عزیز به روز است " خاطرات آتش بیار معرکه اند"


روح الله فریدونی عزیز به روز است


منیره حسین پوری عزیز به روز است "مهاجر غیر قانونی "




***************************************************************



ابلیس منم


مطرودِ دشت هایِ شرقیِ تن سوزِ شما


میگویند


در کوچه باغ های شهر


باد لالائی می خوانَد وُ


سیب های رسیده


هنوز رویایِ آدم و حوا می بینند


 باران می بارد


 ومن راه بَلَدِ تمام این جاده ی خسته ام


فقط معجزه می ماند


اگر باورم کند .


نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


بهرام خزائی عزیز به روز است " سه تار مرده بر دیوار "


مهدی آخرتی عزیز به روز است " در تو بچگی ام را می بینم "


********************************************************************

پشت به دریا


در انتظار معجزه


آسمانِ خواب زده


رویای وزِش پرنده ها را می دید


وقتی ما تشنه نشینِ هزار سراب بودیم .


چه گور غریبی داری برادر


برایم بگو


چشمانت


شرح بیابان گردیِ که بود


که خواب دریا را اینچنین  برآشفت .


**********************************************************

 بانو فاطمه خمر عزیز به روز شد " آن روزها رفتند "


بانو مریم شکریان عزیز با شعری زیبا منتظر شماست " تنها چیزی که زیبا می ماند زن است"


شاهین ارشابی نازنین با پست وشعری زیبا به روز است " تاریکی آنقدرها هم بد نیست"


جواد عفتی عزیز را بخوانید با شعری تازه "رقص بیست شمع نیم سوخته "



مهدی آخرتی نازنین با پستی متفاوت و شعری زیبا به روز است


منیره حسین پوری عزیز به روز است " مثل چاقو , مثل تاریکی "


بانو الهه فیاضی عزیز به روز است " غم دختریست شبیه  من "

نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


بانو مریم شکریان عزیز با دو شعر بسیار زیبا به روز است " غریبم" و" اینجا با طپانچه های خیس هم آدم می کشند "


مهدی آخرتی نازنین با پستی زیبا به روز است" من دو برابر غمگینم"


*******************************************************


آنجا سنگ روی سنگ بند نیست


باد های موسمی مدام دروغ می بافند


آسمان بلند است


و ابرها نمی بارند که هیچ


برای خود  فیلسوف شده اند


ومن که شاعرم


به جای نان هی غم فردا می خورم


اصلن به من چه که


تهران کلان شهر است


به من چه که


بوی نفت حال همت را به هم می زند


چمران سرش گیج میرود


یا بابائی از زنگ سرفه های پایتخت , شبها خواب ندارد !


اصلن به دَرَک که


اوین غمگین است


انتظار می کُشدم


وقتی از طعن نگاه های گودافتاده در آمدُ و شُدِ ترافیک


ولیعصر


با آئینه ها وداع می کند


با این همه


آب ها از آسیاب نیفتاده اند


می خواهم فکر کنم


به هم آغوشی درختان تجریش وُ


توَهُم خواب های دماوند پیر


وسینه ای که گُر گرفته


از دلتنگی تو...


*******************************************************************


مهدی آخرتی نازنین با غزلی زیبا به روز است " این غزل داستان خاموشی  ست "



منیره حسین پوری عزیز به روز است " آمده ام اعتراف کنم به بی گناهی ام "


نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 





شلیک گلوله


ترسی بود


که در خیابان مُرد


ظهرهای تیرماه دکمه های خیال را باز می کنم


گنجشک ها در حوض نقاشی می افتند


و خون بر دامن کوچه می پاشد .


************************************************

مهدی آخرتی عزیزبا شعری زیبا اما تلخ به روز است " هرچند پیر اما مثل روز روشنند هنوز"


خانم منیره حسین پوری عزیز با شعری متفاوت به روز است " عاشقانه ای برای یک لرد "

نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


بانو مریم شکریان با شعری زیبا به روزاست ." عشق را بر کجای دلهامان گذاشتیم "



منیره حسین پوری عزیز زیبا سروده و به روز است " دو قناری دریک قفس "


*****************************************************************************



حس حجم پیراهنت در باد


انبساط روزهای رفته


تلخ کامی فکر یک چیز


تکرار خوابهای چهاردیوار



هندسه ی هق هق چشمانت در یاد


خاکستر دستهای خسته


سکوت نگاه های یک میز


فرار دودهای دو سیگار


******************************************************************************

  بانو الهه فیاضی عزیز پس از مدتها با شعری عمیق و زیبا به روز است " این من نبوده ام "


مهدی آخرتی نازنین با غزلی زیبا در سوگ استاد جلیل شهناز به روز است " از باغ برده اند

رنگ بهار را "


خانم منیره حسین پوری عزیز به روز است " نذر امامزاده "


نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


مهدی آخرتی عزیز پربار تر از همیشه برگشته و به روز است...


بانو مریم شکریان عزیز  به روز است " بهار را به آتش میکشم "


شاهین ارشابی عزیز به روز شد " آینده ی سبز" و شعر زیبای " شعر 22 سالگی "


منیره حسین پوری عزیز به روز است " در من سردخانه ای ست "

***********************************************

باد سرشار عطر تو بود


بخت کوچه بلند


شال سبزت را که سر می کردی


مردان بر صراحت زیبائی ات لکنت می گرفتند


همیشه


دستان خالی ام


فریبی بود که پروانه ها را برایت می تاراند


کودکی من


پاهایش را از بام این شب ها می آویخت


تا تک تک ستاره ها را برایت پلک بزند


تا مثل عشق قَد بکشد.

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 




زنان دیگ و مطبخ و گریه


مردان چرب زبان مدام همهمه


در این جا


تمام قصه ها ناتمام می مانند


وقتی پهلوانان مرده را عشق است !


غریبی هایت را با خودت بِبَر مرد


بر فراموشی این صفحات


نامی از تو نمی ماند .


________________________________________________________


بانو مریم شکریان با شعری زیبا به روزاست .

نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


 خانم الهه فیاضی عزیز با شعری زیبا به روز است "آیا دوباره

 

گیسوانم را در باد  شانه خواهم زد "

 

 

 

 

 

 

هزاران  سال

 

 

غروبها

 

هجوم می آورند

 

گرگها

 

    به میش های گله 

 

کهکشانها

 

    میخکوب حقارت می شوند

 

خورشید بانو

 

    وضو به خون می گیرد

 

و آسمان

 

هنوز مجذوب

 

     همین یک ستاره است

 

          با اینکه پروین خوشه می بندد .

 

********************************************************************************

 

 خانم فاطمه خمر با شعری لطیف به روز است " من از نهایت شب حرف می زنم"

 

منیره حسین پوری عزیز با سه شعر کوتاه به روز است .

 

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


مهدی آخرتی گرامی با شعری زیبا و متفاوت به روز است ...


*********************************************************************************

تنها وغربت زده


شب کوچه های کودکیم را می دَوم


با بی ستاره آسمان شهرم گریه می کنم


تبار من


بیشتر از یک کلمه بود


وقتی پدرم گفت


مرد درد را بر روی درد مرهم می گذارد ,


همان سال بود که فهمیدم


چرا گلوله


سینه ی برادرم را شکافت .


********************************************************************************


مهدی آخرتی عزیز با پستی جدید به روز است 


منیره حسین پوری عزیز با شعری زیبا به روز است" آقای مدرن خانم سنتی "

نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


مهدی آخرتی عزیز با شعری تازه به روز است...

 

شقایق پور حسینی عزیز با سروده ای زیبا به روز است...

 


محسن بنده ای عزیزهم به روز شد ...

______________________________________________________

 

در بعدظهری  محتضر

 

خیره مانده اند به پنجره چشمانم

 

آمدنت برای من

 

مثل صدای خلخال دخترکی زیباست

 

مثل پوشش حریر آفتاب

 

بر گلایل های سفید و گلهای ارکیده

 

تو جادوی نقش های ترمه ای بر نعش رنجورم

 

پلک بر هم می گذارم و ...

 

 آنگاه دیگر حسرتی نمی ماند 

 

جز اینکه

 

دلم سخت برای نازنینم تنگ می شود .

 

                                    *******************************

مهدی آخرتی عزیز با پستی در خور تامل و شعری زیبا به روز است " یک نامه "

 

خانم منیره حسین پوری گرامی به روز است " نفسی نمانده "

 

نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 



اندر اندیشه ی آباد شدن


این زمان سوی خرابم گذر است ( نیما)


مهدی آخرتی عزیز با "میگرن آخر شب " به روز است


عبدالرحیم عبدالکریمی عزیز با ترانه ای زیبا به روز است " حضرت رنگین کمون "


جواد عفتی دوست عزیزم با شعری کوتاه به روز است

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392  توسط مهدی عبداله زاده 


تقدیم به عزیزی که نازنینش از کف رفت

 

 

هنوز دلشوره ی آخرین غروب گردن می کشد 

 

و شقایق های دامنت در هر قدم شعله ور می شوند 

 

نگاهمان خیره درهم است

 

دیگر... هیچ

 

زمین می لرزد

 

 باز تو می روی

 

نه از بوته ای خار چشم می پوشم

 

نه از پرنده ای

 

بگذار بودنت جزئی از آنچه هست باشد.

.................................................................................................................

 خانم مرضیه دشتبانی به روز است " حوالی ساعت فراغت "

 

مهدی آخرتی عزیز با شعری دلنشین و تامل برانگیز به روز است " بی دست و بی دامن شدن "

 

منیره حسین پوری گرامی به روز است " پنجره ها را ببند "

 

عباس عادل زاده عزیز به روز است " وقتی پس از سالها "

 

 

 

 

نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


 

غریبه

 

اینجا حکایت هیزم و آتش است

 

تو  موی  پریشان می کنی

 

ومن دل 

 

                                       ************

 

 فریاد در همهمه ی  باد گُم میشود

 

نغمه ام به بغض می نشیند

 

آواز در گلویم می شکند

 

دریغا

 

اشک تو

 

مرگ ترانه را تکرار می کند.

 

 

نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


مهدی آخرتی دوست ارزشمند و عزیزم به روز است با " شهر در امن و امان است "

 

شاهین ارشابی نازنین با پست وشعری زیبا به روز است " چقدر دوستت دارم به تو بدهکارم"

 

 خانم الهه فیاضی ارجمند با شعری زیبا از شاملو به روز است...

...........................................................................................................................................

 

 

 

اینکه ما همه دچار یک جور دیوانگی هستیم شکی نیست , یکی مجنون عشق میشه و یکی دیگه

 

 

دیوانه ی پول و موقعیت ویا خانواده و شغل و مذهب و........

 

عقل ما همه جا کارساز نیست و اصلا نمک زندگی به همین دیوونگی هاست ! آره جنون همیشه

 

هم بد نیست... ( آزمودم عقل دور اندیش را       بعدازین دیوانه گیرم خویش را )

 

 

                              *********************************

 

وقتی خاطرات خوب و بد  تو

 

مثل مغول ها حمله می کنند

 

دردی کهنه

 

مثل کلاغی پیر در سرم قار می زند

 

لباس سفیدها  آرامم می کنند

 

با شوک . 

 

__________________________________________________________

 

جواد عفتی عزیز را بخوانید با شعری تازه " میشنوی بانو "

 

نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


  عباس عادل زاده عزیز با شعری زیبا به روز است ..." نمی توانم خوب فکر کنم "

 

 

..................................................................................................................

 

چشمان توآئینه ی بودن

 

زیباترین دشمنان منند

 

وقتی نیستی

 

دیوار به دیوار را به آتش می کشم.

 

به فرق می کوبم

 

چون عقربی هراسان

 

نیش نبودنت را

..................................................................................................................

 

مهدی آخرتی عزیز و دوست ارجمندم به روز است با کاری ستودنی " ما به قول تو مرده ایم"

 

الهه فیاضی گرامی به روز است با شعری تاثیر گذار "شروع مثل همیشه نبود "

 

منیره حسین پوریگرامی به روز است با شعر " پاکت خالی سیگار "

 

نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392  توسط مهدی عبداله زاده  | 


اسلایدر